تبليغاتX
یادداشتهای من

مدتیه که دارم سعی می کنم خودمو برای یک نتیجه خوب برای آزمون تافل آماده کنم. خرداد گذشته که به دعوت یکی از سمپوزیومهای علمی مرتبط با رشته ام، یه سفر رفتم کانادا، واقعا احساس کردم که زبان از نون شبم برام واجبتره! البته کارمو راه مینداختم اما از اینکه راحت با کسی نمی تونستم گپ بزنم، گاهی دلم می خواست داد بزنم! یه جور احساس خود ترکیدگی. البته  این تنها دلیل نیست که شروع به زبان خوندن کردم.  الان این نمره رو باید به دانشگاه هم بدم.

بهر حال رفتمو آزمون دو ماه بعد رو ثبت نام کردم. با یکی از رفقا که زبان تدریس می کنه صحبت کردم و کتابهای لازم رو هم خریدم. حالا یه مرد می خواست که بشینه و بخونه. تو همین اوضاع و احوال، یکی از رفقا با خنده حرف خوبی زد که دائم تو ذهنم میاد : برای نمره خوب آوردن فقط ثبت نام آزمون کافی نیستا.

حقیقتم همینه. ما گاهیکه یک هدفو انتخاب می کنیم، تنها برخی از لوازمشو فراهم می کنیم. درحالیکه تحقق اون هدف نیاز داره که وسایل دیگری رو تدارک ببینیم. یا بعضی مواقع همه چیز فراهمه اما تلاش و حرکت برای رسیدن به هدف پر رنگ نیست. باید قدم در مسیر گذاشت.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387ساعت 1:22 بعد از ظهر توسط محمد |

از زبان یک دوست: هوا ابریه. منتظر گریه بیتابشم که اگه بیاد بهش آرزوهامو بگم. خوشحالم امروزم زنده ام تا بیقراریه آسمونو ببینم.

+ نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت 0:20 قبل از ظهر توسط محمد |

یه روز به شوخی به داداشم گفتم: وقت رفتن روی سنگ قبرم بنویسید که در باغچه خانه ما گلی رویید، پژمرد برفت. اما اون در جواب گفت: نه، می نویسیم که در باغچه خانه ما علفی رویید، بزی خورد و برفت! 

+ نوشته شده در شنبه 4 آبان1387ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط محمد |

شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چه؟

روباه گفت:این چیزی است که امروزه دارد فراموش می شود. یعنی پیوند بستن ... . اگر تو مرا اهلی کنی تو برای من یگانه جهان خواهی شد و من برای تو یگانه جهان خواهم شد ... .

شازده کوچولو گفت: کم کم دارم می فهمم. یک گل هست...که گمانم مرا اهلی کرده باشد ... .


اینا یه بخشی از صحبتهای شازده کوچولو و روباهیه که به اون برخورده. آدما تو روابطشون با خیلی ها دوست می شند. با خیلی ها صمیمی می شند. اما حقیقت اینه که فقط بعضی ها رو اهلی می کنند. شازده کوچولو یه باغ دید با هزار تا گل قشنگ، اما فقط یک گل بود که اونو اهلی کرده بود.

 

+ نوشته شده در شنبه 4 آبان1387ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط محمد |

کنار اینهمه هیاهوی پیشرفت و رسیدن به پول و دانش و شهرت و....، گاهی زیباترین صحنه های زندگی از دست می رند. در کنار دویدن برای پیشرفت علمی، خوندن زبان برای تحصیل در دانشگاههای معتبر و هزار تا کار دیگه، وقتی نگاه ساده انگارانه اما پر فلسفه شازده کوچولو رو می بینی، تازه یادت میاد که می تونی همه چیز داشته باشی. می تونی مشهور ترین باشی. می تونی ثروتمند ترین باشی، فقط باید نگاهت به دنیا یک نگاه ستاره دار باشه. نگاهی که با اون به دیگران یه دنیا عشق می تونی بدی و در دریای عشق و فهم و لذت شنا کنی.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 4:24 بعد از ظهر توسط محمد |