تبليغاتX
یادداشتهای من

مدتیه که دارم تو سایتهای مختلف سرچ میکنم تا با توجه به نیاز کاریم و همینطور بودجه ای که براش در نظر گرفتم، یه لپ تاپ خوب بخرم. دیگه خودم رو با سرچهای مختلف کشتم از بس که به وبسایتهای مختلف سر زدم و زیر و بم محصولات شرکتهای معروف مثل Sony, Dell و hp رو در آوردم.

دو روز پیش که تو سایت شرکت dell بودم، اتفاقی افتاد که لازم شد براتون بگم. همینطور که داشتم تو سایت شرکت چرخ میزدم تا انواع مدلها و ویژگیهاشون رو نگاه بندازم، یهو یه پیغام که با عکس یه خانم خوشگل همراه بود، ظاهر شد به این مضمون که آیا مایلید با یکی از کارشناسان شرکت گفتگو کنید! ما هم خوشحال و خندان از اینکه بالاخره یکی که اطلاعات کاملتری داره رو پیدا کردیم، پیغام رو ok کردیم و وارد چت با خانوم بسار بسیار محترم شرکت دل، که چهره دلبرانه ای هم داشت، شدیم.

تقریبا پس از حدود نیم ساعت که ایشون با احترام تمام و بسیار دوستانه کلیه سوالات من رو جواب داد و دید خوبی برای انتخاب مدل مورد نظرم بهم داد، ازش پرسیدم آیا شما شعبه رسمی در ایران هم دارید!؟ گفتن این حرف همان و قطع کردن ارتباط از طرف این خانم همان! نمیدونید تا چند دقیقه همینطوری گیج بودم که چی شد یکدفعه! یعنی اونهمه احترام تنها تا زمانی بود که نمی دونست من ایرانیم! راستش تا حالا اینقدر احساس نکرده بودم که توسط کسی تحقیر بشم! اونهم بخاطر ایرانی بودنم.

دیگه دفعه بعد که با کارشناس شرکت سونی چت میکردم، از ملیتم چیزی نگفتم!

ولی با این وجود من یک ایرانی هستم.

 

+ نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت 10:54 قبل از ظهر توسط محمد |

شما ميتوانيد! شما انسانيد با قدرتهاي فراوان! مردان بزرگ تصميمات بزرگ ميگيرند! همين امروز دست به اقدام بزرگي بزنيد!

اينا جملاتيست كه اگر شما در كلاسهاي NLP شركت كرده باشيد و يا مجلاتي كه در باره موفقيت است رو خونده باشيد و یا تو سمینارهای موفقیت شرکت کرده باشید، زياد شنيده ايد و ديده ايد. يادم مياد اولين باري كه تو يكي از اين كلاسها شركت كردم اونقدر انر‍ژي مثبت و روحيه گرفته بودم كه ميخواستم شرکت بيل گيتس رو هم فتح كنم! و تازه يكم هم دلم براش ميسوخت كه ممكن بود بخاطر حضور من در عرصه جهانی ورشكست بشه!

هدفم اصلا به تمسخر گرفتن اين موسسات نيست. و اتفاقا من هميشه از اين شکل حركتهاي اميدبخش استقبال میکردم و هنوز هم گاهی تو این سمینارها شرکت میکنم، ولي مسئله يك خطاي بزرگه كه اين وسط اتفاق ميفته و اكثر آقايوني كه سخنرانيهايي تو اين زمينه دارند فراموشش ميكنند. و اون چگونگی تشخيص مسير درست حركته! آدم وقتي پاي سخنرانيهاي این آقايون ميشينه، مثل ماشيني ميشه كه موتور پرقدرتي روش نصب ميكنند ولي نقشه راه رو به راننده نميدند و اتفاقا راننده عزيز هم ممكنه با همين قدرت و سرعت فوق العاده در مسير اشتباه شتاب بگيره و به دره سقوط آزاد كنه!

بابا اگه كسي مثلا رشتش مهندسي مكانيكه براي پولدار شدن كه نبايد بره موسسه كنكور بزنه! یا مجله فرهنگی منتشر کنه! يا اينكه بره عمرش رو براي تدریس كنكور صرف كنه! راه موفقيت اين آدم كه اين نيست. آخه كجاي دنيا اينچيزا وجود داره! خیلی راههای موثرتر وجود داره. مثلا اين آدم شخیص میتونه درسش رو ادامه بده و براي تحصيلات بهتر بره فرنگ! و اونجا با دانش، صنایع و تكنولوژيهاي بروز، پیشرفته و نو آشنا بشه. بعدشم هر موقع دلش خواست برگرده. يا اینکه بره مهارتهاي بيشتري رو تو همون زمینه علمیش آموزش ببينه و قيمت خودشو بالاتر ببره.

جون كلام اينكه: نقشه راه رو اول باید خوب بررسي كنيم. براي پولدار شدن حتما نبايد خيلي متفاوت عمل كرد و نياز نيست بجاي ده سال، يك ساله پولدار بشيم. بگذريم از اينكه اصلا نياز هست خيلي پولدار بشيم يا نه!


نکته عملی: یکی از رفقا میگفت، برای پولدار شدن یا باید پدرت پولدار باشه، یا پدر زنت و یا اینکه پدر خودت رو در بیاری! البته اگه جربزه و زور بازوش هم باشه میشه پول زور هم گرفت! حالش بیشتره.

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط محمد |