فرایند تصمیم گیری بین آدما مختلفه. از زمان ایجاد انگیزش برای یک کار، مثل خرید نوت بوک، خرید خودرو، رفتن به دانشگاه، تحصیل در خارج و از این چیزا، عده ای از افراد خیلی زود تصمیم خودشون رو میگیرند، عده ای برعکس دسته قبل دیر تصمیم میگیرند و عده ای هم همیشه در حال تصمیم گیری هستند و در حقیقت هیچ تصمیمی هم نمیگیرند!
نمونه هاش رو دیدید. نیاز نیست براتون بگم. رفقایی که تا هوس یه چیزی میکنند دیگه کرکره مغز رو پایین میکشند و بدون درنگ تصمیم به انجام خواستشون میگیرند! مثلا تا تو ویترین مغازه یه لباس خوب میبینند میخواند بدون درنگ فقط بخرند! آخرش هم میری دو تا مغازه اونورتر میبینی لباسهای خیلی بهتر و قیمت خیلی مناسبتر هم هست ولی تو خب دیگه خرید کردی!
بعضی دیگه هم که خدا وکیلی آدم و پیر می کنند تا خرید کنند! البته اگر دلیل این تاخیر در تصمیم گیری، تحقیق و جستجوی بیشتر برای شناخت دقیقتر اینکه اولا چی میخوایم و ثانیا حالا تو بازار چه چیزی نزدیکتر به خواسته ماست باشه، خب خیلی هم خوبه. این آدما معمولا دیر تصمیم میگیرند ولی خوب تصمیم میگیرند.
عده ای هم همش تو برزخ بین خریدن و نخریدن هستند! گاهی سالها میگذره و هنوز آقا یا خانم مردده که بالاخره باید چکار کنه! دلایلش هم مختلفه. گاهی زیاد توجه کردن به نظر دیگران بخاطر ضعف شخصیتی، و گاهی هم توجه زیاد به نظرات کسانی که براشون احترام زیادی قائلی و نمیتونی خودتو راضی کنی که بر خلاف نظر اونها تصمیمتو اجرایی کنی.
من فکر کنم باید تلاش کنیم و تمرین کنیم که با جستجوی خوب و دقیق، بهترین تصمیمات رو در کوتاهترین زمان ممکن بگیریم. البته نه فقط در خرید بلکه در کل مراحل زندگی.
